به گزارش خبرگزاری حوزه از اصفهان، حجتالاسلاموالمسلمین رسول جعفریان، دبیر دومین کنگره سلمان فارسی پیش از ظهر امروز در مراسم بزرگداشت سلمان فارسی که امروز در دانشگاه اصفهان به همت سازمان فرهنگی شهرداری اصفهان برگزار شد، اظهار داشت: نامگذاری هفتم ماه صفر به عنوان روز سلمان فارسی، فرصتی برای جمعبندی فعالیتهایی است که طی دو سال گذشته با محوریت این شخصیت تاریخی انجام شده و این نشست نیز در همین راستا برگزار شده است.
وی گفت: برگزاری این کنگره تنها یک برنامه علمی نیست، بلکه مقدمهای برای شکلگیری مجموعهای با عنوان «خانه سلمان» در اصفهان است تا فعالیتهای فرهنگی و پژوهشی درباره سلمان فارسی استمرار یابد و میراث فکری و فرهنگی او در لایههای مختلف جامعه گسترش پیدا کند.
حجتالاسلاموالمسلمین جعفریان افزود: هدف از این برنامه تنها برگزاری چند نشست علمی نیست، بلکه باید زمینه انتقال میراث سلمان فارسی به نسلهای آینده و بهرهگیری از ظرفیتهای علمی، فرهنگی و تاریخی این شخصیت در جامعه فراهم شود.
وی بیان کرد: در آغاز تصور نمیکردم موضوع سلمان فارسی تا این اندازه گسترده و مورد توجه محافل علمی و اسلامی باشد و شناخت من از ابوذر بیشتر از سلمان بود اما بررسی منابع تاریخی نشان داد درباره سلمان فارسی و حتی جایگاه اصفهان در این زمینه، کوتاهیهای فراوانی صورت گرفته است.
پژوهش درباره سلمان هنوز کامل نیست
حجتالاسلاموالمسلمین جعفریان گفت: دسترسی به نسخههای خطی و منابع اولیه این امکان را فراهم کرد که بخش قابل توجهی از اسناد مربوط به سلمان فارسی بررسی شود و حاصل این مطالعات، تدوین حدود ۳۰۰ صفحه یادداشت از منابع اولیه و نگارش چند مقاله پژوهشی بود.
وی افزود: این مقالات همراه با آثار دیگر پژوهشگران در مجموعه مقالات کنگره منتشر شد و هرچند این مجموعه در سطح ملی ارزشمند است، اما هنوز با پژوهشهای عمیق و گسترده فاصله دارد و ظرفیتهای فراوانی برای ادامه تحقیقات وجود دارد.
حجتالاسلاموالمسلمین جعفریان اظهار داشت: بررسی منابع نشان میدهد نه در میان پژوهشگران عرب و نه در تحقیقات غربی، شخصیت سلمان فارسی آنگونه که شایسته است مورد توجه قرار نگرفته و هنوز موضوعات فراوانی درباره او نیازمند تحقیق و بررسی است.
وی گفت: زندگی سلمان فارسی را میتوان در سه مقطع بررسی کرد؛ دوران پیش از اسلام، دوران حضور در کنار پیامبر اکرم(ص) و دوره پس از رحلت پیامبر(ص) تا زمان وفات در مدائن. درباره هر سه دوره اطلاعات فراوانی در منابع تاریخی وجود دارد اما این گزارشها نیازمند نقد، تحلیل و مقایسه میان منابع شیعه و اهل سنت است.
سلمان با نگاه امروز نیز قابل مطالعه است
حجتالاسلاموالمسلمین جعفریان افزود: مطالعه زندگی سلمان فارسی تنها بررسی یک شخصیت تاریخی نیست، بلکه میتواند با رویکردی متناسب با نیازهای امروز انجام شود؛ زیرا شناخت این شخصیت برای فهم تاریخ ایران و تمدن اسلامی اهمیت فراوانی دارد.
وی بیان کرد: سالها پیش یکی از اندیشمندان این نظریه را مطرح کرد که تفکر ایرانی در اسلام با تفکر عربی تفاوتهایی دارد و هرچند فرهنگ اسلامی مشترک است اما محیط فرهنگی ایران و سرزمینهای عربی ویژگیهای متفاوتی داشتهاند که در شکلگیری اندیشهها تأثیر گذاشته است.
حجتالاسلاموالمسلمین جعفریان گفت: بخش مهمی از میراث مکتوب ایران پیش از اسلام، در قالب آثار حکمی، اندرزنامهها، سیاستنامهها و متون مبتنی بر خرد شکل گرفته بود، در حالی که فرهنگ عربی بیش از هر چیز بر ادبیات، خطابه و نقل استوار بود.
وی افزود: ایرانیان پس از اسلام قالبهای ادبی را از زبان عربی گرفتند، اما با پرورش شخصیتهایی مانند فردوسی و نظامی، این قالبها را با حکمت، خردورزی و اندیشه درآمیختند و همین ویژگی در بسیاری از آثار ادبی فارسی مشاهده میشود.
سلمان فارسی نماد حکمت ایرانی است
وی گفت: با توجه به ویژگیهای فرهنگی ایران، میتوان سلمان فارسی را نماد حکمت ایرانی در تمدن اسلامی دانست؛ شخصیتی که عقلانیت، حقیقتجویی و گفتوگو را با ایمان درآمیخت و الگویی متفاوت از بسیاری از شخصیتهای صدر اسلام ارائه کرد.
حجتالاسلاموالمسلمین جعفریان افزود: سلمان فارسی را نمیتوان با شخصیتهایی مانند ابوذر، زید بن ثابت، عبدالله بن مسعود یا عمار یاسر یکسان دانست؛ زیرا هر یک از این شخصیتها ویژگیهای خاص خود را داشتند، اما آنچه سلمان را متمایز میکند، غلبه نگاه حکیمانه و عقلانی در سخنان و رفتار اوست.
وی بیان کرد: بخش قابل توجهی از آنچه از سلمان فارسی نقل شده، صرفاً روایت حدیث نیست، بلکه مجموعهای از سخنان حکیمانه است؛ سخنانی که از نظر محتوا، شباهت زیادی به کلمات امیرالمؤمنین(ع) دارد و نشان میدهد سلمان تنها ناقل روایت نبود، بلکه اندیشهای مستقل و عمیق داشت.
پرسشگری از ویژگیهای سلمان بود
حجتالاسلاموالمسلمین جعفریان گفت: سلمان فارسی در ایران پرورش یافت و روحیه جستوجوگری، پرسشگری و گفتوگو را با خود همراه داشت. او هر ادعایی را بدون دلیل نمیپذیرفت، از مدعیان حقیقت استدلال میخواست، سخنان آنان را میآزمود و پس از رسیدن به یقین، تصمیم میگرفت.
وی افزود: این روحیه، با فرهنگ عقلمحور ایرانی پیوند داشت و پس از ورود سلمان به اسلام نیز ادامه یافت. او در برخورد با مسائل، عقل، تجربه و گفتوگو را به کار میگرفت و همین ویژگی، جایگاه متفاوتی برای او در میان صحابه ایجاد کرد.
حجتالاسلاموالمسلمین جعفریان اظهار داشت: مقصود از عقلانیت، صرفاً فلسفه یونانی نیست، بلکه حکمتی است که در فرهنگ ایرانی ریشه دارد و در تمدن اسلامی با آموزههای دینی درهم آمیخت. این سنت فکری، بعدها در فلسفه، کلام و دیگر شاخههای علوم اسلامی ادامه پیدا کرد.
وی گفت: اگر این مسیر را در تاریخ دنبال کنیم، میتوان آن را در آثار اندیشمندانی مانند ابوحیان توحیدی، ابوالحسن عامری، ابنمسکویه، خواجه نصیرالدین طوسی و ملاصدرا مشاهده کرد؛ متفکرانی که هر یک به نوعی نماینده سنت حکمت و عقلانیت در تمدن اسلامی بودند.
فرهنگ ایرانی بر حکمت تکیه دارد
حجتالاسلاموالمسلمین جعفریان افزود: بسیاری از شاعران و عارفان ایرانی نیز همین مسیر را دنبال کردند و آثار آنان سرشار از حکمت، خردورزی و تأمل است. حتی در شعر فارسی نیز میتوان این گرایش به اندیشه و تعقل را مشاهده کرد.
وی بیان کرد: البته نباید تصور کرد همه جریانهای فکری ایران یکسان بودهاند یا همه اهل سنت ایران در این چارچوب قرار میگیرند، اما در مجموع، سنت فکری ایران سهم مهمی در گسترش عقلانیت، فلسفه، کلام و حکمت در تمدن اسلامی داشته است.
حجتالاسلاموالمسلمین جعفریان گفت: بررسی شخصیت سلمان فارسی میتواند راهی برای شناخت این سنت فکری باشد؛ زیرا او حلقه اتصال فرهنگ ایرانی و تمدن اسلامی است و بسیاری از ویژگیهای فکری او در اندیشمندان ایرانی قرون بعدی نیز ادامه پیدا کرده است.
امیرالمؤمنین(ع) نزدیکترین شخصیت به سلمان است
وی گفت: اگر بخواهیم نزدیکترین شخصیت به سلمان فارسی را از نظر شیوه اندیشه معرفی کنیم، آن شخصیت امیرالمؤمنین علی(ع) است؛ زیرا هر دو، حکمت، استدلال و تعقل را محور سخن و عمل خود قرار دادند.
حجتالاسلاموالمسلمین جعفریان افزود: بسیاری از صحابه به دلیل فصاحت و بلاغت شناخته میشدند و خطبههای آنان برای تقویت فن سخنوری حفظ میشد، اما اهمیت سخنان امیرالمؤمنین(ع) تنها در جنبه ادبی آن نیست، بلکه محتوای عمیق عقلانی و حکمی نهجالبلاغه، جایگاه ویژهای به این اثر بخشیده است.
وی بیان کرد: سلمان فارسی نیز فارغ از جایگاه او در تشیع، از نظر مشرب فکری به امیرالمؤمنین(ع) نزدیک بود و این نزدیکی در نوع نگاه به عقل، حکمت و استدلال آشکار است.
میراث عقلانی در مکتب اهلبیت(ع) ادامه یافت
حجتالاسلاموالمسلمین جعفریان گفت: مکتب اهلبیت(ع) بر پایه عقلانیت و حکمت شکل گرفت و این مسیر در آثار اندیشمندانی مانند شیخ مفید، سید مرتضی و شیخ طوسی ادامه یافت. بخش مهمی از میراث عقلانی جهان اسلام نیز در همین سنت علمی شکل گرفته است.
وی افزود: در مقابل، بخشی از آثار حدیثی تنها به نقل روایت محدود شدهاند، در حالی که سنت حکمی، افزون بر نقل، به تحلیل، استدلال و فهم عمیق مفاهیم نیز توجه دارد و همین ویژگی، آن را ماندگار کرده است.
حجتالاسلاموالمسلمین جعفریان اظهار داشت: کتاب «درسهایی از زندگی سلمان فارسی» که برای دومین کنگره سلمان فارسی منتشر شده، با گردآوری سخنان حکیمانه سلمان، نشان میدهد او شخصیتی مستقل، اندیشهورز و صاحب حکمت بوده و همین ویژگیها او را به الگویی برای اندیشه اسلامی تبدیل کرده است.
حقیقت باید بر تقلید مقدم باشد
وی گفت: در سنت حکمت، حقیقت بر تعصب و تقلید مقدم است و روایتها نیز باید با معیار حقیقت فهمیده شوند. گفتوگو، مدنیت، سیاست، سعادت انسان و تعامل با دیگر فرهنگها از مهمترین مؤلفههای این اندیشه به شمار میرود.
حجتالاسلاموالمسلمین جعفریان افزود: سلمان فارسی این ویژگیها را در زندگی خود به نمایش گذاشت. او اهل گفتوگو بود، تجربه را ارزشمند میدانست، از دانش در عرصههای مختلف بهره میگرفت و توانست میان فرهنگ ایرانی و تمدن اسلامی پیوند برقرار کند.
وی بیان کرد: گفتوگوی تمدنها نیز بر همین مبنا شکل میگیرد؛ یعنی بهرهگیری از اندیشههای مختلف، بدون کنار گذاشتن اصول و ارزشها. این رویکرد میتواند زمینهساز رشد علمی و فرهنگی جوامع باشد.
سلمان باید الهامبخش آینده باشد
حجتالاسلاموالمسلمین جعفریان گفت: جهان امروز با تحولات بزرگی روبهرو است و جامعه ما نیز برای عبور از چالشهای پیش رو، به تحول علمی و فکری نیاز دارد. بخشی از این مسیر طی شده، اما برای رسیدن به جایگاه مطلوب باید در حوزه علم، حکمت و اندیشه گامهای جدیتری برداشت.
وی افزود: دانشگاهها و مراکز علمی باید بتوانند متفکران جدیدی تربیت کنند و از ظرفیت میراث عقلانی تمدن اسلامی بهره ببرند. این میراث میتواند در حل مسائل امروز نیز نقشآفرین باشد.
دبیر دومین کنگره سلمان فارسی تأکید کرد: سلمان فارسی قرار نیست پاسخ همه پرسشهای امروز را ارائه کند، اما میتواند به عنوان یک الگو، الهامبخش عقلانیت، گفتوگو، پژوهش و حقیقتجویی باشد و شواهد تاریخی نیز این مسیر را تأیید میکند.











نظر شما